• اسپانیا,  سفرنامه,  گردشگری

    گائودی و پاویون گوئِی (گوئل)

    اگر به بارسلونا سفر کرده باشید و با دو چهره معروف و تاثیرگذار این شهر آشنا شده باشید، احتمالا برای شما هم جذاب باشد تا از نحوه آشنایی «اِئوزِبی گوئِی» کارآفرین، تاجر و سرمایه‌دار سرشناس بارسلونا با «آنتونی گائودی» معمار برجسته و نابغه کاتالان بدانید. گوئی – که به اشتباه نام او را گوئل تلفظ می‌کنند – با حمایت از گائودی و فراهم کردن شرایط برای ساخت چند پروژه، تبدیل به مردی شد که همه معماری‌دوستان به او ادای احترام می‌کنند. این جمله‌ای معروف درباره گوئی است که اگر او نبود، شاید استعداد گائودی نیز به شکلی که هست، به جهان معرفی نمی‌شد.

  • اسپانیا,  پربازدیدها,  سفرنامه

    اگر مسافر بارسلونا هستيد

    راهنمای سفر به بارسلونا مطلب “اگر مسافر بارسلونا هستید” تلاش دارد تا ذهنیتی کلی از بارسلونا ترسیم کند و از این طریق به کمک مسافرینی بیاید که عازم شهر بارسلونا هستند. به عبارت دیگر، این مطلب را می‌توان به نوعی راهنمای سفر به بارسلونا دانست که اطلاعاتی کاربردی از شهر بارسلونا، جاذبه‌ها، محدوده‌ها، غذاها، شخصیت‌ها و به طور کلی از بایدها و نبایدها را دراختیار می‌گذارد. پس “اگر مسافر بارسلونا هستید” را بخوانید اگر مسافر بارسلونا هستید!

  • اسپانیا,  سفرنامه,  سفرنامه ویدیویی

    شبهای بارسلونا

    سفرنامه بارسلونا؛ اولین سفرنامه ویدیویی من  Barcelona: the first “Travel Video” in my blog این سفرنامه، اولین سفرنامه ویدیویی من است که بعد از کلی چالش درونی برای انجام یا عدم انجام، آن را به انجام رساندم. این البته بیشتر شبیه به یک تمرین است. فکر کردم کجا بهتر از بارسلونا که تبدیل به اولین تجربه سفرنامه ویدیویی من شود. نمیدانم حاصل کار چقدر خوب است! اما اگر به نظرم خوب برسد و البته به نظرتان خوب برسد، تلاش خواهم کرد این نوع روایت را ادامه دهم و تا جای ممکن بهترش کنم. موسیقی که روی تصاویر گذاشته ام، از آلبومی به نام Barcelona Nights انتخاب شده که در سفر قبلی…

  • اسپانیا,  روزنوشت,  سفرنامه,  ماجرا

    از اسپانیا…

    ساندویچ مرغ و بطری آبی که از فرودگاه فرانکفورت در کوله پشتی‌ام مانده را در یخچال خانه می‌گذارم. پرتقال کوچکی را هم که از مایورکا تا بارسلونا و بعد تا مادرید و بعد دوباره تا بارسلونا و بعد تا فرانکفورت و بالاخره تا تهران با خودم حمل کرده ام بر روی میز می‌گذارم تا شاید بالاخره وقت خوردنش فرا رسیده باشد. بسته بیسکویت کوچکی که از مادرید گرفته بودم را نیز در کابینت می‌گذارم. وسیله ها را که از کوله پشتی خارج می‌کنم، تازه چشمم به کیکی می‌افتد که در بارسلونا خریده بودم و در کوله گذاشته بودم. خوشحال آن را از داخل جیب کوله پشتی بیرون می‌آورم. همه اینها…

  • اسپانیا,  روزنوشت,  سفرنامه,  ماجرا

    داستان‌های سفر – 1

    داستان میلاد و مارتین و فرشته‌ها عصر روز سه شنبه در مادريد نشسته بودم كه ناگهان يادم آمد بايد به “برونو” در برلين ايميل ميزدم تا نامه اي را براي من آماده و ارسال كند. اين كار را انجام دادم. صبح روز چهارشنبه “برونو” پاسخ داد كه در آمريكا است، اما با دفترش در برلين هماهنگ مي كند كه اين كار را انجام دهند. از من خواست تا خودم متن نامه را آماده كنم تا كار زودتر به نتيجه برسد. بلافاصله با “محسن” در ايران تماس گرفتم و از او خواهش كردم زحمت اين كار را برعهده بگيرد. صميمانه پذيرفت و نامه را از تهران براي من كه در مادريد…

  • اسپانیا,  سفرنامه

    در بارسلونا

    به شهري آمده‌ام كه مي‌دانم سالها قبل در آن زندگي كرده‌ام. روزي روزگاري در اين شهر برو بيايي داشته‌ام. اينجا، مي‌دانم كه بسيار ساخته‌ام، نواخته‌ام و پرداخته‌ام. هرگاه كه اينجا مي‌آيم، شاعر مي‌شوم، عاشق مي‌شوم، هنرمند مي‌شوم! روح اين شهر نفوذ مي‌كند در بطن سلول‌هاي مرده جسمم و مثل يك شوك بزرگ، دوباره زندگي را در آن‌ها به جريان مي‌اندازد. احساس مي‌كنم كه من به اين شهر سفر نمي‌كنم؛ بلكه تمام روزهايي كه در خارج از اين شهر مي‌گذرانم را در سفر هستم و وقتي كه به اينجا مي‌آيم، گویی در خانه هستم. و من روزي به اين شهر بازخواهم گشت. اين يك واقعيت انكارناشدني است… . گشتی تصویری در بارسلون…