• خیابان تهران در پاریس
    فرانسه,  ماجرا

    خیابان تهران در پاریس

    ۱ پیرمرد دفترچه کوچکش را که با خطی درشت در صفحات آن یادداشت کرده بود، ورق می‌زد. به زبان فارسی نام کلی جاذبه را نوشته بود و خبری از اسامی اصلی به زبان فرانسه نبود. مشخص بود جایی کنار کسی که کار با این تجهیزات مدرن و امروزی را بلد است، نشسته و با هم جستجو کرده‌اند. هر صفحه از دفترچه‌اش نکته‌ای داشت و توضیحی. می‌فهمیدم که می‌خواهد راجع به همه صفحات و همه نکته‌هایی که نوشته سئوال بپرسد. اما شاید خجالت می‌کشید. همین طور ورق می‌زد و دنبال این می‌گشت تا سئوال‌هایش را پیدا کند. بالاخره به صفحه مورد نظرش رسید. پرسید: می‌دانید خیابان تهران در پاریس کجاست؟ ۲…

  • رویدادها,  ماجرا

    هالووین پارتی در کانادا

    هالووین برای دنیای غرب‌نشین جایگاهی مثل یلدا برای ما دارد؛ حتا شاید بتوان گفت که هالووین مهمتر نیز محسوب می‌شود. جشنی که چهره‌ها همه ترسناک می‌شود و هرچقدر که ترسناک‌تر باشند جذاب‌ترند! فیلم زیر تصاویری از یک هالووین پارتی و صف طولانی جوانان کانادایی است که برای ورود به جشن هالووین در یکی از کلاب های شهر مونترال در استان کبک در انتظار ایستاده‌اند.

  • پرتغال,  رویدادها,  سفرنامه,  گردشگری,  ماجرا

    بازی در زمین حریف ۳: پرتغال

    امان از این فوتبال! سومین #بازی_در_زمین_حریف را در لیسبون پایتخت پرتغال دیدم. در بین چند ده هزار هوادار پرتغالی، هم حسرت کشیدم و هم فریاد شادی سر دادم. اگر آن توپ ثانیه‌های پایانی طارمی بر تور دروازه پرتغال نشسته بود، چه معجزه‌ای می‌شد. اما این طور نشد و در پایان، شادی از آنِ پرتغالی‌ها شد و غرور از غیرت مردان سرزمینم از آنِ من و ما. اما تجربه دیدن بازی در بین پرتغالی‌های بسیار جالب و هیجان‌انگیز بود.

  • اسپانیا,  رویدادها,  سفرنامه,  ماجرا

    بازی در زمین حریف ۲: اسپانیا

    جام جهانی و اسپانیا و دیدن #بازی_در_زمین_حریف آن هم اسپانیا! تماشای بازی ایران و اسپانیا در بین تماشاچیان اسپانیایی و در شهر مادرید طعم کاملا متفاوتی داشت. من برای دیدن بازی در مادرید، در ادامه سفرم از آفریقا (شهر سبته) به الخزیراس در مجاورت تنگه جبل‌الطارق رفتم و بعد با عبور از شهرهای گرانادا، مورسیا و والنسیا راهی مادرید شدم. به مادرید که رسیدم، تلاش کردم تا معروف‌ترین رستوران یا کافه و یا بار را که مردم در آن جمع می‌شوند را پیدا کنم. بازی شروع شد و عکس‌العمل اسپانیایی‌ها نیز شروع شد…

  • روزنوشت,  رویدادها,  سفرنامه,  ماجرا

    بازی در زمین حریف

    ۱ همیشه آرزو داشتم حال و هوای استرالیا را پیش از بازی با ایران (آذر ۱۳۷۶ که مساوی کردیم و رفتیم جام جهانی) بدانم. اینکه مردم‌شان قبل از بازی چه حس ‌و حالی داشتند؟ در حین بازی – وقتی مثلا خداداد عزیزی گل زد – قیافه‌هایشان چطور شده بود؟ بعد از بازی حال و هوای شهرهای استرالیا چطور بود؟ ما هرچه که دیدیم، شادی مردم ایران در ایران بود که البته هیجان‌انگیز بود؛ اما ای کاش تصاویری از آن لحظات پر هیجان، از قلب شهرها و مردم استرالیا هم روایت می‌شد.

  • اسپانیا,  گردشگری,  ماجرا

    کاسکاموراس

    کاسکاموراس (با تشدید بر روی حرف «ر») یکی از عجیب‌ترین فستیوال‌های دنیا است که در اسپانیا برگزار می‌شود. فستیوالی که بیش از ۵۰۰ سال قدمت دارد و شروعش با نبرد بین دو شهر بر سر یک مجسمه آغاز شده است. فستیوالی که مردم در آن سر و صورت و بدن خود را با روغن ماشین و گریس و انواع رنگ‌ها آغشته می‌کنند و در فاصله بین دو شهر در آندالوسیای اسپانیا می‌روند و می‌آیند. کاسکاموراس فستیوالی است که باید و باید آن را دید.

  • پربازدیدها,  روزنوشت,  رویدادها,  گردشگری,  ماجرا,  یادداشتهای شخصی

    ناصرالدین شاه؛ محبوب یا منفور؟

    ۲۵ تیر امسال، یکصد و هشتاد و ششمین سال تولد ناصرالدین شاه قاجار است. نمی‌دانم چه سِرّی است وقتی یاد سلــــطانِ صاحبقــــرانِ تاریخِ ایران می‌افتم، احساسی مُرکّب از دل‌سوزی همراه با ترحّم و اندکی علاقه در درونم نقش می‌بندد. با اینکه خوب می‌دانم این قبله عالم، چه رفتارهای نادرست و چه تصمیمات نابخردانه‌ای داشته، اما احساس می‌کنم که تاریخ در حق او اجحاف کرده و آنگونه که باید، به بُعد مثبت و کارهای مهم و برجسته‌ او، نپرداخته است. شاید نوع ارتباط او با درباریان و زیردستانش باعث شده که آنها پس از مرگش در وصف او به نیکی‌هایش نپردازند و یا شاید توصیفات منفی که در دوران پس از قاجار…

  • ماجرا

    داستان‌های سفر – 3

    Travel Stories جشنواره کارلووی‌واری که تمام شد، از طریق سایت blablacar.com ماشینی را پیدا کردم که مسیر سفرش با من تقریبا یکی بود. من قصد داشتم از کارلووی‌واری به میلان بروم و راننده ماشین – که نامش دومنیکو  بود – از شهر پیلسن (Pilsen) به میلان می‌رفت. وقتی مطمئن شدم که می‌توانم با او این مسیر را بروم، بلیط اتوبوس تهیه کردم و مسیر یک ساعت و چهل دقیقه‌ای از کارلووی‌واری به پیلسن را طی کردم تا مسیر حدودا 850 کیلومتری پیلسن تا میلان را با دومنیکو و پژو قرمز رنگش با هم برویم.

  • روزنوشت,  سفرنامه,  ماجرا

    چمدانم، وطنم!

    در يكي از پروازهاي متعددي كه اين روزها از اين كشور به آن كشور و از اين قاره به آن قاره كردم، قسمتي از چمدانم شكست و گوشه اش هم فرو رفتگي پيدا كرد. با اين وضعيت كه مواجه شدم، به بخش مربوط به خدمات بار در فرودگاه مقصد مراجعه كردم. ابتدا خانمي خوش برخورد شديدا از بروز اين اتفاق اظهار تاسف كرد و بعد من را به همكارش معرفي كرد. آقايي خوش رو توضيحاتي داد و براي خرابي چمدانم اظهار تاسف كرد. فرمي را پر كرد و به من داد و از من آدرس محل اقامتم در شهر را خواست. به او توضيح دادم كه دو روز بيشتر در…

  • اسپانیا,  سفرنامه,  ماجرا

    داستان‌های سفر – 2

    اسپانیا و دنیای کوچکِ کوچکِ کوچک سال‌ها پیش جمله‌ای را خواندم که شاید همه آن را خوانده باشیم. این جمله خیلی روی من اثر گذاشت: “برای کشف اقیانوس­‌های جدید، باید شهامت ترک ساحل آرامش را داشت”. من این جمله را باور کردم… “سفر” شاه‌راه کشف اقیانوس‌های جدید است. چه داستان‌ها و ماجراهایی که در سفر پیش نمی‌آید و چه واقعیت‌های زندگی که در سفر خود را نشان نمی دهد. اگر من به این سفر اخیر نرفته بودم… دنیای کوچک 1 چند ماه پیش، هم زمان با بازی فوتبال ایران و آرژانتین در جام جهانی، من در لندن بودم. برای دیدن بازی به اتفاق دوستانم به محله Egg London رفتیم و…