• روزنوشت,  گردشگری,  یادداشتهای شخصی

    سفر و سی‌ونُه سال و سه آرزو!

    شايد جايى بر فراز كوه المپ در آسمان يونان هستم كه سفر جدیدم با زمین به دور خورشيد را آغاز مى‌كنم؛ در حالی‌که حدود سى و نُه هزار پا با همسفرم «زمين» فاصله دارم! بعید نیست که چند هزاره قبل، زئوس همين حوالى آتنا را از سر زائيده باشد يا با لِتو همبستر شده باشد تا آپولو و ديانا به وجود بيايند¹. هرچند كه صدها هزار دقيقه تا چهل ساله شدنم زمان باقى است، اما مثل هر سفرى كه با اولين گام ها شروع مى شود، واقعيت اين است كه چهل سالگى من نيز شروع شده و تنها سيصد و شصت و پنج روز تا چهل ساله شدن فاصله دارم. شروع سال جديد زندگى در سفر،…

  • دل نوشته ها,  روزنوشت

    شعر و سفر ۵

    نمی‌شود که اردیبهشت بیاید و از شعر و از سعدی سخن گفته نشود. انگار شعر پیوندی اساسی با اردیبهشت دارد و اردیبهشت عهدی ابدی با سعدی. دیروز با یکی از سعدی‌دوستان گپ می‌زدم، نکته‌ای به ذهنم رسید که او هم تایید کرد. گفتم شعرهای شاعران دیگر را که می‌خوانی، باید در دیوان‌های‌شان دنبال شعرهایی بگردی که قوی‌تر از سایر اشعارشان است. آنها مثل نوازنده‌ای هستند که بعضی از ملودی‌های‌شان را بسیار خوب می‌نوازند و بعضی را چندان خوب نمی‌زنند. اما سعدی و اندک شاعران دیگری نظیر حافظ، مثل رهبر ارکستر هستند. شروع که می‌کنند، خاطرت جمع است که تا انتها قرار است یک شاهکار بشنوی، کوکِ کوک… و اما از سری…