• دل نوشته ها,  روزنوشت

    شکایت

    بديِ دوست داشتن تو اين است.كه وقتي تشويشِ تنهايي اثبات مي كند.كه گاهي بايد دستي باشد  تا دست ات را وقت چكيدن اشك كمي فشار دهد . و چشمي باشد تا سكوت پرآشوب ات را عميق و نمناك تماشا كند؛ . نيستي…! . وگر نه، خوب مي دانم . خيال انگيزتر از تو هيچ رويايي . آرامش ام را چنين وسوسه آلود و ژرف تسخير نخواهد كرد… . . ساحل مایورکا، اسپانیا