در سرزمین آنگلو ساکسون ها

بعد از بیست ساعت سفر زمینی و ریلی و هوایی و تحمل انتظار طولانی بین پرواز و تاخیر دو ساعته و… در سرمایی باور نکردنی رسیدم به مقصد بعدی که شهری در جنوب انگلیس بود. شهر “ساوتهمپتون” در جنوب غربی لندن جایی بود که قصد داشتم سه شب اونجا بمونم. دوست بسیار خوبم مهرداد حوالی ساعت یک و نیم شب در سرمایی که واقعا سالها بود تجربه نکرده بودم، اومد ایستگاه قطار Southampton Airport و من رو از سرمای عجیب و غریبی که با برف پراکنده همراه بود، نجات داد. به خونه دوست داشتنی شون که رسیدیم، نشستیم به گپ زدن و از ایران گفتن و خلاصه تا به خودمون اومدیم دیدیم ساعت 4 صبح هم گذشته! یک اتاق اختصاصی با تخت و رواندازی بسیار گرم آماده بود تا من رو به عنوان اولین میهمان خونه جدید مهرداد ثبت کنه. کمتر از یک ماهه که مهرداد و مادر دوست داشتنی اش به این خونه منتقل شدن. قبل از خواب یه برنامه کلی برای دو سه روز آینده ریختیم که بدونیم کجاها رو ببینیم و از کجاها بازدید کنیم.

خونه انگلیسی و ماشین مهرداد

ادامه‌ی خواندن