از اسپانیا 2

دستگاه‌هایی در پالما د مایورکا

در طول روزهای سفر به جزیره مایورکا و شهر پالما در اسپانیا، دو بار از دیدن دو دستگاهی که در فروشگاه‌های این شهر بود، بسیار لذت بردم و آرزو کردم که کاش مشابه آن‌ها در ایران هم وجود می‌داشت.

1. دستگاه توزین

در یکی از فروشگاه‌هایی که در نزدیکی محل اقامتم بود، در هنگام خرید میوه و سبزی با این دستگاه مواجه شدم. اگر تجربه خرید میوه و سبزی در فروشگاه‌های بزرگ را داشته باشید، یکی از گلوگاه‌های این فروشگاه‌ها، نقاطی است که برای توزین میوه و سبزی وجود دارد. غالبا در این نقاط صف‌هایی گاها بلند تشکیل می‌شود. من هرگاه به فروشگاه هایپراستار در تهران مراجعه می‌کنم، یکی از معضلاتم ایستادن در صف توزین میوه و سبزی است. این گاهی باعث می‌شود که حتا میوه و سبزی را از این فروشگاه تهیه نمی‌کنم و اقلام مورد نیازم را از میوه فروشی محل تهیه می‌کنم. اما وجود چند دستگاه از نمونه زیر در فروشگاه نزدیکی محل اقامت من در مایورکا، باعث شده بود که چیزی به اسم صف وجود نداشته باشد.

spain-palma de mallorca3همان‌گونه که در تصویر مشخص است، این دستگاه حجم بسیار کوچکی دارد و کار با آن نیز بسیار ساده بود. حتا شاید بتوان گفت که این دستگاه درست شبیه به دستگاه‌هایی است که مثلا در همین فروشگاه‌های هایپراستار نیز وجود دارد، با این تفاوت که پشت آنها در ایران، کاربران فروشگاه می‌نشینند و مشتریان امکان استفاده مستقیم از آن را ندارند. شاید علت‌اش عدم وجود اعتماد و یا عدم آشنایی مردم با دستگاه‌هایی از این دست باشد. ادامه‌ی خواندن

کمی مایورکا!

روند اتفاقات این روزها به نحوی است که نه هنوز شهرگردی مفصلی پیش آمده و نه فرصت مفصلی برای نوشتن. در کلِ این بیش از یک هفته ای که در مایورکا هستم، جمعا هنوز چند ساعت هم دوربین به دست نشده ام! با این حال، این عکس‌ها بخشی از تصاویر ساحلی است که در طول روزهای مختلف وقتی به بهانه های مختلف از کنار ساحل‌های مختلف مایورکا عبور کرده‌ام، با موبایل ثبت کرده ام. شاید این‌ها کمی حس و حال آفتاب و دریای این جزیره را تداعی کند.

image(1)سایه‌بان‌های همه جای جزیره همین شکل است. فقط تعداد و تراکم‌اش متفاوت است

.image(2)ساحل کالا گامبا؛ در یکی از کوچه‌های پشت این خانه‌ها، خانه‌ای است که در آن اقامت دارم ادامه‌ی خواندن

اسپانیا با بیمه مسافرتی!

چهار روز است که به اسپانیا آمده‌ام. دلیل اصلی سفرم حضور در دوره “Tourism Leaders” با موضوع “E-Marketing and Social Media for Tourism and Hospitality” است که ظرف روزهای آتی در دانشگاه “UIB” در “پالما د مایورکا” شروع می شود.

ولی من کمی زودتر آمده ام تا بعد از چند ماه، با “مسیح شریف” دیداری تازه کنیم و گپی بزنیم و کارکنیم و برنامه ریزی کنیم و عکس بگیریم و بنویسیم و بخوانیم و… زمان را دریابیم. بعد از “بارسلونا” و “مادرید” و “سانتیاگو د کامپوستلا”، “مایورکا” چهارمین مقصدی است که در کشور مورد علاقه ام، می‌بینم. حضور در این شهر اما یک تفاوت اساسی با سایر تجربه های اسپانیایی‌ام دارد و آن اینکه اینجا نه در هتل، که در یک خانه اقامت دارم. این باعث می‌شود که تا حدودی بتوان طعم زندگی محلی را در این ساحل زیبا تجربه کرد.

با اینکه دوربین را با خودم آورده ام، اما هنوز فرصت نشده که حتا آن را از کیف اش بیرون بیاورم. “مسیح” واقعا سنگ تمام گذاشته و علیرغم درگیری‌های زیادی که برای دوره دارد، ظرف این روزها برای من امکان تجربه‌های بسیار جالب  متفاوتی را فراهم کرده است که هر کدام داستان و شرحی مفصل دارد. تجربه‌هایی بسیار جذاب برای منی که در گردشگری کار می‌کنم و دیدن و دانستن این تجارب واقعا غنیمت و ارزشمند است.

اما برای نوشتن از مایورکا هنوز کمی زود است. شاید بخاطر اینکه کمتر در شهر گشته‌ایم و بیشتر وقتمان را برای برنامه‌های از قبل چیده شده گذرانده‌ایم، هنوز درک صحیحی از جزیره بسیار بزرگ مایورکا ندارم. احساس می‌کنم باید بیشتر از این جزیره و شهرهای متنوع‌اش ببینم و بدانم تا بتوانم به درستی درباره اش بنویسم.

.

یک تجربه مفید:

بیمارستان اسپانیایی و بیمه مسافرتی سامان

جدا از تجربه‌های جذابی که به لطف برنامه‌ریزی مسیح در این روزها کسب کرده‌ام و ظرف روزهای آتی از آنها خواهم نوشت، امروز تجربه‌ای برایم رقم خورد که علیرغم اینکه علت خوبی نداشت و ما را از برنامه ریزی عقب انداخت، ولی به گمانم به اشتراک گذاشتن آن، ممکن است روزی به کار مسافری بیاید و دعای خیری بدرقه ام کند! ادامه‌ی خواندن

سانتیاگو با دلبر!

از صبح روز سه شنبه 13 خرداد در یک سفر 5 روزه برای حضور در نود و هشتمین نشست شورای اجرایی سازمان جهانی جهانگردی به یک شهر جدید در اسپانیا سفر کردم. مدتها بود که تمام سفرهایم به شهرهای اروپایی، به مقاصد تکراری بود و کمتر پیش آمده که مقصدی جدید را ببینم. اما خوشبختانه این بار فرصتی پیش آمد تا در شهر “سانتیاگو دِ کُمپوستلا” حضور داشته باشم.

سانتیاگو د کمپوستلا یکی از سه شهر مقدس مسیحیان در سرتاسر دنیا است (به همراه واتیکان و رم) و سالانه جمعیت زیادی از مسیحیان برای زیارت به این شهر سفر می کنند. این شهر، شهری کاملا مذهبی است و شاید از بعضی از جهات شبیه به قم و جمکران باشد. چرا که بسیاری از افراد به صورت پیاده مسیرهایی بسیار طولانی را تا این شهر طی می کنند و به زیارت قدیسین مدفون در کلیسای بزرگ این شهر می آیند. از لحاظ موقعیت جغرافیایی، این شهر در منتها الیه غربی اسپانیا و در شمال کشور پرتغال واقع شده و مرکز استان گالیسیا محسوب می شود. طبق آنچه که در منابع اینترنتی موجود است، گویا این شهر با شهر مشهد خواهرخوانده محسوب می شود.

Panorama 1نمای کلیسای اصلی و مقدس شهر

.

ادامه‌ی خواندن

مادريد و فيتور ٢٠١٤

– از چهارشنبه دوم بهمن تا سه شنبه هشتم بهمن به مادريد سفر كردم تا در نمايشگاه فيتور ٢٠١٤ حضور پيدا كنم.

– از ابتداي سفر بسيار به نوشتن سفرنامه فكر كردم. اما نه فرصت پيش آمد و نه دلم به نوشتن مثل هميشه راضي شد. حتي وقتي در يكي از پروازهاي برگشت مسير اسپانيا به ايران نشستم، شروع كردم كه سفرنامه بنويسم؛ حس ام بيشتر به نوشتن يك دل نوشته (شعر) هدايتم كرد تا يك سفرنامه! و يك سه گانه اي را نوشتم كه حاصل حس قوي اي بود كه در لحظه به سراغم آمد! سه گانه اي كه داستاني عجيب دارد و شايد حتي سرنوشت من را عوض كند!

IMG_0271نمایی از ورودی جنوبی نمایشگاه بین المللی مادرید (عکس: مسیح شریف)

.
– دليل اصلي سفرم حضور در رويداد Investur بود كه به موضوع سرمايه گذاري در فرصتهاي گردشگري مربوط ميشد. تجربه بسيار خوبي بود. 56 کشور آفریقایی در یک رویداد یک روزه ادامه‌ی خواندن

رویای کریسمس

یادم می آید قبل از اینکه حتی اولین سفرم را به خارج از کشور انجام دهم، یعنی درست همان زمانی که شوق سفر به بارسلونا حدود 4 سال همواره همراهم بود، یک عکس از شادی مردم در شب کریسمس در کنار برج معروف بارسلونا Torre Agbar در کامپیوترم داشتم. این عکس را به همراه ده ها عکس دیگر از جاذبه های گردشگری شهر مورد علاقه ام از اینترنت دانلود کرده بودم تا وقتی به آنجا سفر میکنم، همه مکان هایی که باید بازدید کنم را از قبل شناسایی کرده باشم. یادم هست این عکس خاص را زمانی که در جستجوی عکس های برج آگبار بودم، پیدا کردم.

Ano_Nuevo_pie_Torre_Agbar

سرانجام تابستان سال 2010 آرزوی پنج ساله من محقق شد و به بارسلونا سفر کردم. نه ادامه‌ی خواندن

مادرید، شهر میدانها

مادرید پایتخت کشور مورد علاقه من، شهریست که از تابستان 89 تا به امروز بارها و به دلایل مختلف به اون سفر کردم. هرچند که علاقه قلبی و عمیق من به اسپانیا بخاطر بارسلونا بر کسی پوشیده نیست، اما مادرید هم اونقدر زیبایی داره تا به تنهایی بتونه آدم رو جذب خودش و علاقه مند اسپانیا بکنه.

یادم میاد قبل از اولین سفرم به این شهر، زمانی که داشتم در مورد جاذبه های گردشگری مادرید میخوندم، بیشتر از این که با یک سری بنا و ساختمان مواجه باشم، به اسم چند تا میدون برخوردم و متوجه شدم که میدان ها نقشی اصلی در بافت تاریخی این شهر دارن. البته این موضوع قبل از اینکه آدم به این شهر سفر کنه، کمی سخت قابل درک و فهمه، اما به محض اینکه از دل خیابونهای تاریخی مادرید میگذری و دونه دونه میدونهای زیبا و پر شور مادرید رو میبینی، تازه به یه درک درستی از جایگاه میدونها در این شهر میرسی. ادامه‌ی خواندن