• *ایران

    ۱۱ شگفتیِ خراسان جنوبی

    خراسان جنوبی شگفت‌زده‌ام کرد! وقتی در پرواز به سمت بیرجند در آسمان بودم، آرزو می‌کردم کاش روز آخر سفرم بود و در حال بازگشت به تهران می‌بودم. اولویتی که بین ۳۱ استان ایران برای سفر به خراسان جنوبی قائل بودم، قطعا در ۲۵ انتخاب اولم نمی‌گنجید. این سفر را فقط به عنوان یک ضرورت برای دیدن کامل ایران انجام می‌دادم، اما نمی‌دانستم که چه سزمین عجیبی را پیش رو دارم! خراسان جنوبی چیزهایی را به من نشان داد که بارها در طول سفرم، به احترامش ایستادم و زبان به تحسینش گشودم. اگر تا به امروز، استان‌هایی مثل فارس، اصفهان، یزد، خراسان رضوی، کرمان، گیلان، مازندران، هرمزگان، کرمانشاه، آذربایجان و… نگذاشته‌اند…

  • *ایران

    افسون هرمز

    هرمز و افسون رنگ‌هایش عجیب دل می‌برد. جزیره‌ای که کوه‌هایش، کولاژی از احجام هنری با رنگ‌هایی اغوا کننده است و آرامشش بکر و دست نخورده است. با اینکه استانِ دربردارنده‌اش، نامش را از هرمز گرفته و تنگه استراتژیک جنوب ایران نیز نامش را از این جزیره وام دارد، اما عجیب است که در واقعیت، به دور از هیاهوی بندرعباس و قشم و کیش، کاملا خاموش و آرام، از میهمانانش دلبر می‌برد.

  • *ایران

    قسم به قشم

    گونه‌های یخ کرده‌ام اولین عضوی است که قشم را درک می‌کند. وقتی که از فضای خنک داخل هواپیما، پا را بر روی سکوی بالای پله‌های هواپیما می‌گذارم، بادی گرم صورتم را نوازش می‌کند و از حضور دوباره در قشم، ناخودآگاه لبخندی عمیق بر چهره‎‌ام می‌نشیند. چهل و چند کیلومتر مسیر فرودگاه تا شهر قشم، فرصت خوبی است که به خلیج فارس چشم بدوزم و مرور کنم که این فرصتِ غنیمتِ اکتشافِ سرزمین مورد علاقه‌ام را این بار صرف کدام نقطه کنم. از تنگه اعجاب‌انگیز چاهکوه تا جزیره نقره‌گون هنگام و جزیره سرخ رنگ هرمز و روستاهای جذابی نظیر لافت، طبل، شیب‌دراز، سلخ و پی‌پشت و سوزا، نام‌ها همین طور از مقابل…

  • *ایران,  سفرنامه

    گردن با دروغ اضافه!

    1- قیمت دروغگویی شما چقدر است؟ یعنی اگر چقدر نفع به شما برسد، حاضرید دروغ بگویید؟ 2- بهترین گوشت گردنی که خورده‌اید کجا بوده است؟ حاضرید چند کیلومتر مسافت برای خوردن یک غذای خوب طی کنید؟

  • *ایران

    تهرانگردی؛ تَهِ طهران

    تهران، دیگر بوی طهران نمی‌دهد. تهران امروز بجای “ط” دسته‌دار، آسمانخراش عَلَم کرده و سوراخ‌های “هـ” دو چشمش را دود گرفته و به سختی نفس می‌کشد. طهران به تَه رسیده و آنچه که مانده، تهرانی است که ته‌مانده‌های طهران است. تهرانگردی در تَهِ‌طهران…

  • *ایران

    تهرانگردی؛ غمِ نان

    “غمِ نان” بخش دوم گزارش من از تهرانگردی روزهای قبل است. چه آنها که با بالا آمدن خورشید، کرکره مغازه‌هایشان را بالا می‌دهند و چه آنها که بساط اجناسشان را در پیاده‌روهای شهر می‌گسترند و چه آنها که در گوشه‌ای از معابر می‌نشینند و چشم به کَرَم عابران می‌دوزند، همگی یک دغدغه در سر دارند: “نان”!

  • *ایران

    تهرانگردی؛ مردم

    در روزهایی که گذشت، یک آرزوی دیرینه‌ام را محقق کردم. “تهران” را مثل یک شهر جدیدی که هرگز ندیده‌ام، دیدم و در کوچه‌ها و خیابان‌هایش به قصد کشف کردن قدم زدم و تلاش کردم ساکن تهران بودن، تاثیری بر نگاهم نگذارد. تهران را شبیه به یک توریست دیدم و سعی کردم “ایرانی” فکر نکنم و سوژه‌هایی را ببینم که توریست‌ها را سر ذوق می‌آورد و به عکس گرفتن وا می‌دارد.

  • *ایران,  سفرنامه

    خوشا شیراز

    امروز پانزدهم اردیبهشت، روز شیراز است و من چند ساعتی است که از سفر شیراز برگشته ام. شانس سفر به شیراز در اردیبهشت، شانس بزرگی است و خوشبختانه امسال بعد از 4 سال کم شانسی، دوباره این اتفاق خوب رقم خورد و در اردیبهشت شیراز، نفس تازه کردم. این سفر، فرصتی بود برای هم نشینی طولانی در کنار سعدی و آرامش در کنار حافظ و گم شدن در کوچه های قدیمی شیراز و ایستادن در زیر سایه های رنگی شیشه های نصیر الملک و نوشیدن عرق نسترن و بیدمشک در عمارت شاپوری و قدم زدن در کوچه پس کوچه های قلات. غلظت تجربه های این سفر، خیلی زیاد بود. شاید…

  • *ایران,  سفرنامه

    سفر کاشان چند منظوره

    Multipurpose trip to Kashan وقتی چند هفته قبل به همراه مسیح شریف و با هدف بازدید از گلستانه‌ی سهراب، برنامه‌ای برای سفر به کاشان و مشهد اردهال تنظیم کردیم، فکر نمی‌کردم چه اتفاقات جالبی ممکن است در این سفر رقم بخورد. ما با یک یا نهایتا دو هدف به کاشان رفته بودیم، اما نتیجه کار انصافا فراتر از پیش‌بینی من بود. اول، نرم و آهسته به سراغ سهراب رفتیم و مشهد اردهال را دیدیم. بعد به گلستانه رفتیم که دشت‌های فراخ و کوه‌های بلندش همچنان برقرار بود، اما خبری از بوی علف نبود! بعد به روستای چنار رفتیم و سراغ چنار و باغ و رود و تنور و طویله و…